از تسلا تا میدان جنگ

محمدرضا ستاری – یک سال پس از اختلاف علنی و شدید میان ایلان ماسک و دونالد ترامپ که به خروج ثروتمندترین مرد جهان از دولت آمریکا منجر شد، حالا برخی از گمانهزنیها و اخبار منتشر شده حاکی از آن است که گویا ماسک بار دیگر قرار است به ساختار تصمیمگیری دولت ترامپ بازگردد. البته این بازگشت نه در وزارت کارآمدی و ماموریت کاهش هزینههای دولت و تعدیل نیروهای فدرال بلکه برای ماموریتی است که قرار است برای کمککردن به وزارت جنگ آمریکا صورت بگیرد.
در همین رابطه پیت هگست روز چهارشنبه هفته گذشته در پایگاه تفنگداران دریایی کوانتیکو اعلام کرد ماسک به همراه پالمر لاکی، بنیانگذار شرکت صنایع دفاعی اندوریل و نیوت گینگریچ ،رییس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، هدایت پروژهای به نام «مریدین» را برعهده خواهند گرفت. طبق گزارشی اکسیوس در این خصوص منتشر کرده، این امر احتمالا نخستین ماموریت رسمی ماسک در دولت ترامپ پس از اختلاف شدید سال گذشته میان دوطرف است. براساس این اخبار، قرار است این گروه طی ۱۲۰روز آینده بررسی کند که جنگهای آینده چگونه خواهند بود و ارتش آمریکا برای حفظ برتری نظامی خود به چه فناوریها و تسلیحاتی نیاز دارد. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم پروژه مریدین بخشی از یک تغییر بزرگتر در پنتاگون است. زیرا هگست همزمان از تشکیل یک فرماندهی جدید برای جنگهای خودکار و رباتیک خبر داده که وظیفه آن توسعه سریع پهپادها، رباتها و سامانههای بدون سرنشین برای ارتش آمریکا خواهد بود.
در همین رابطه سوال مهمی که مطرح میشود این است که چرا ترامپ و پنتاگون پس از اختلافات شدید سال گذشته دوباره به ایلان ماسک نیاز پیدا کردهاند؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا به تغییری توجه کرد که طی سالهای اخیر در ماهیت جنگ رخ داده است.
پنتاگون به سیلیکونولی میرود
برخی از کارشناسان آمریکایی معتقدند، جنگهای اوکراین و خاورمیانه نشان دادند که تنها داشتن جنگندههای چندصدمیلیوندلاری، ناوهای هواپیمابر و سامانههای موشکی پیشرفته برای برتری در میدان نبرد کافی نیست و اکنون پهپادهای ارزان، هوش مصنوعی، ارتباطات ماهوارهای، رباتها و سامانههای خودکار به سرعت در حال تغییر معادلات جنگ هستند.
به همین دلیل آسوشیتدپرس در گزارش خود از سخنرانی هگست نوشته است که پنتاگون قصد دارد یک فرماندهی چهارستاره ویژه جنگهای خودکار و رباتیک ایجاد کند که هدف اصلی آن افزایش سرعت توسعه و بهکارگیری پهپادها و سامانههای بدون سرنشین عنوان شده است. واشنگتنپست نیز گزارش داده پروژه مریدین بخشی از ششبرنامه جدیدی است که هگست برای تغییر ساختار ارتش آمریکا معرفی کرده و قرار است از ظرفیت شرکتهای فناوری برای طراحی نسل آینده تسلیحات استفاده کند.
به همین دلیل برخی از تحلیلگران معتقدند بازگشت دوباره ایلان ماسک به دولت ترامپ، باوجود دعوای شدیدی که این دو سال گذشته با یکدیگر داشتند چندان عجیب نیست زیرا شرکت اسپیسایکس ایلان ماسک اکنون یکی از مهمترین پیمانکاران فضایی دولت آمریکا محسوب میشود و شبکه ماهوارهای استارلینک نیز در جنگ اوکراین نشان داده ارتباطات ماهوارهای تجاری تا چه اندازه میتواند در میدان جنگ اهمیت داشته باشد.
از سوی دیگر روزنامه گاردین نیز گزارش داده اسپیسایکس به یکی از بازیگران مهم پروژه گنبد طلایی ترامپ برای ایجاد یک سامانه دفاع موشکی گسترده تبدیل شده است. به همین دلیل رابطه میان ماسک و دولت آمریکا مدتهاست از روابط شخصی او با ترامپ فراتر رفته و به منافع امنیتی و صنعتی دو طرف گره خورده است.
از دعوای سیاسی تا نیاز متقابل
همانطور که در بالا عنوان شد، این اتفاق در حالی رخ میدهد که روابط ماسک و ترامپ سال گذشته شرایط کاملا متفاوتی داشت. ماسک پس از کمک مالی گسترده به کارزار انتخاباتی ترامپ و ایفای نقش در وزارت موسوم به کارآمدی دولت به یکی از نزدیکترین چهرههای غیرسیاسی به رییسجمهور آمریکا تبدیل شده بود اما اختلاف دوطرف بر سر سیاستهای دولت و لایحه مالیاتی ترامپ به یک درگیری علنی تبدیل شد و ماسک سرانجام از دولت کنار رفت. در نتیجه نباید روابط میان ترامپ و ماسک را از زاویه اختلافات شخصی بررسی کرد زیرا هر دوطرف اکنون ابزارهایی را در اختیار دارد که موردنیاز طرف مقابل است.
در واقع ترامپ به فناوری، سرمایه، زیرساخت فضایی و ظرفیت شرکتهای ماسک نیاز دارد و ماسک نیز با وجود ثروت و قدرت اقتصادی، یکی از بزرگترین پیمانکاران دولت آمریکا بوده و بخش مهمی از آینده اسپیسایکس و پروژههای فضایی و دفاعی شرکتش به قراردادهای دولتی وابسته است. در نتیجه همان منطقی که سال گذشته امکان اختلاف میان دو طرف را فراهم کرد، امروز زمینه بازگشت آنها به همکاری را ایجاد کرده است.
ماموریت ماسک چیست؟
رسانههای غربی گزارش دادهاند که با توجه به توضیحات هگست، پروژه مریدین قرار نیست مستقیما یک سلاح جدید تولید کند بلکه ماموریت این گروه آن است که جنگهای آینده را پیشبینی کرده و مشخص کند ارتش آمریکا برای پیروزی در این جنگها به چه فناوریهایی نیاز خواهد داشت. به عنوان مثال روزنامه گاردین گزارش داده حوزههای مورد بررسی میتواند از هوش مصنوعی و رباتیک تا زیستفناوری و حتی محیطهای جدید نبرد را شامل شود .
از سوی دیگر کارشناسان معتقدند، حضور پالمر لاکی در کنار ماسک نیز اهمیت دارد. زیرا شرکت اندوریل طی سالهای اخیر به یکی از نمادهای نسل جدید صنایع دفاعی آمریکا تبدیل شده و بر پهپادها، هوش مصنوعی و سامانههای خودکار تمرکز دارد. بنابراین پنتاگون عملا تلاش میکند بخشی از تفکر درباره جنگ آینده را از ساختار سنتی صنایع دفاعی آمریکا خارج کرده و به کارآفرینان فناوری نزدیک کند.
این تغییر البته بدون حاشیه نیست زیرا منتقدان درباره تعارض منافع احتمالی هشدار میدهند و معتقدند افرادی که قرار است درباره فناوریهای موردنیاز ارتش توصیه ارائه کنند، خود یا شرکتهایشان میتوانند از قراردادهای آینده پنتاگون منتفع شوند.
جنگ آینده؛ ارزانتر و هوشمندتر
در همین رابطه است که اهمیت بازگشت ماسک شاید فراتر از روابط او با ترامپ باشد. ارتش آمریکا دههها بر تولید تعداد محدودی از تسلیحات بسیار پیشرفته و گرانقیمت متکی بوده اما تجربه جنگهای اخیر نشان داده این مدل در برابر هزاران پهپاد و سامانه ارزانقیمت با یک مشکل اساسی روبهرو است؛ اینکه استفاده از موشکهای چندمیلیوندلاری برای انهدام پهپادهایی که گاهی تنها چند ۱۰هزاردلار قیمت دارند در یک جنگ طولانی قابل دوام نیست.
هگست نیز در سخنرانی خود بر همین تغییر تاکید کرده و در کنار تسلیحات پیشرفته، خواستار تولید انبوه سامانههای ارزانتر و خودکار شده است. همزمان ارتش آمریکا ایجاد فرماندهی جدید سامانههای خودکار را آغاز کرده تا همکاری انسان و ماشین را با سرعت بیشتری وارد میدان نبرد کند.
دقیقا در این نقطه است که حضور افرادی مانند ماسک و لاکی برای پنتاگون معنا پیدا میکند زیرا مزیت اصلی شرکتهای فناوری در مقایسه با صنایع دفاعی سنتی، سرعت توسعه و تولید محصولات جدید است و این همان چیزی که پنتاگون سالهاست برای دستیابی به آن تلاش میکند. در نتیجه اگر بازگشت ایلان ماسک به دولت ترامپ را صرفا آشتی دو طرف بعد از اختلافات سیاسی تحلیل کنیم، قطعا دچار سادهانگاری موضوع خواهیم شد. در واقع اکنون مساله مهمتر پیوند عمیق میان قدرت سیاسی، فناوری و ساختار نظامی در آمریکاست.
بنابراین لازم به ذکر است، اختلاف ترامپ و ماسک نشان داد روابط شخصی آنها میتواند به سرعت تغییر کند اما بازگشت کنونی نشان میدهد منافع ساختاری بسیار پایدارتر از اختلافات شخصی هستند. زیرا همانطور که عنوان شد، ترامپ برای اجرای برنامه نظامی و فضایی خود به فناوری ماسک نیاز دارد و ماسک نیز برای توسعه امپراتوری فضایی و دفاعی خود نمیتواند دولت آمریکا را نادیده بگیرد.
به همین دلیل شاید ماموریت ۱۲۰روزه مریدین در ظاهر تنها یک پروژه مطالعاتی باشد اما در عمل نشانه تغییری بزرگتر است؛ تغییری که در آن جنگ آینده آمریکا بیش از گذشته نه فقط در اتاقهای فرماندهان پنتاگون و کارخانههای قدیمی صنایع دفاعی بلکه در شرکتهای فناوری و توسط صاحبان هوش مصنوعی، ماهوارهها، رباتها و پهپادها طراحی خواهد شد.
