از ابزار کار تا کالای دستنیافتنی

جهان صنعت – زمانی لپتاپ برای بسیاری از خانوادههای ایرانی، وسیلهای بود که میشد خریدنش را عقب انداخت، با یک رایانه قدیمی سر کرد یا حتی کارها را با تلفنهمراه انجام داد اما امروز داستان کمی فرق کرده است. دانشجو برای کلاس و پژوهش به لپتاپ نیاز دارد، دانشآموز برای آموزش و انجام تکالیف به آن وابسته است، فریلنسر ابزار کارش را روی لپتاپ میگذارد، برنامهنویس و طراح بدون آن عملا امکان فعالیت حرفهای ندارند و حتی بسیاری از مشاغلی که تا چند سال پیش کاملا حضوری بودند، بخشی از فعالیت خود را به فضای دیجیتال منتقل کردهاند اما درست در زمانی که نیاز به این کالا بیشتر شده، خرید آن برای مردم دشوارتر شده است. این تناقض، شاید مهمترین بخش ماجرای امروز بازار لپتاپ ایران باشد در حالی که نیاز به داشتن آن رشد کرده اما توان خرید همپای آن رشد نکرده است.
بازار لپتاپ پس از دورهای نوسان محدود دوباره مدار صعودی به خود گرفت و میانگین قیمت لپتاپ با رشد ۵/۳درصدی همراه شده و بیشترین نوسان مثبت در معاملات به لپتاپ اپل تعلق دارد. قیمت مک بوک ایر ۱۵اینچی با فضای ذخیرهسازی یکترابایتی به حدود ۴۹۰میلیونتومان رسیده است. بررسی قیمتهای بازار در شهریور۱۴۰۵ نشان میدهد حتی مدلهایی که در دسته اقتصادی یا دانشجویی قرار میگیرند، دیگر لزوما کالاهایی ارزان و در دسترس نیستند. بهعنوانمثال، در یکی از فهرستهای بازار، یک لپتاپ لنوو با پردازنده Celeron، رم ۸گیگابایت و حافظه ۲۵۶گیگابایت، حدود ۸۳میلیونتومان قیمتگذاری شده است. این اعداد زمانی معنای واقعی خود را نشان میدهند که لپتاپ را بهعنوان بخشی از سبد هزینه خانوار ببینیم. برای خانوادهای که همزمان باید هزینه مسکن، خوراک، آموزش، درمان و حملونقل را تامین کند، خرید یک لپتاپ چنددهمیلیونتومانی دیگر یک خرید ساده نیست. در بسیاری از موارد، خرید لپتاپ تبدیل به تصمیمی میشود که باید برای آن ماهها برنامهریزی کرد، وام گرفت، قسط بست یا از خریدهای دیگر صرفنظر کرد.
در اینجا باید پرسید آیا واقعا بازار لپتاپ ایران درحال «رشد» است؟ پاسخ به این سوال به این بستگی دارد که رشد را چگونه تعریف کنیم. اگر منظور از رشد، بیشتر شدن نیاز مردم و حضور لپتاپ در زندگی روزمره باشد، نشانههای زیادی وجود دارد اما اگر منظور افزایش فروش و رونق اقتصادی بازار باشد، تصویر به این سادگی نیست. حتی دادههای واردات، تصویری متفاوت ارائه میکنند. براساس گزارشی که با استناد به دادههای گمرکی منتشر شده، واردات لپتاپ در هفتماههنخست سال۱۴۰۴ حدود ۵/۳۰میلیوندلار بوده در حالی که این رقم برای کل سال۱۴۰۳ حدود ۳/۲۲۰میلیوندلار و برای سال۱۴۰۲ حدود ۷/۲۶۳میلیوندلار گزارش شده است. این ارقام نشان میدهد که نمیتوان صرفا از روی بیشتر دیده شدن لپتاپ در دست مردم یا افزایش نیاز به آن، نتیجه گرفت که بازار از نظر حجم فروش در حال رونق است. در واقع داشتن لپتاپ برای مردم ضروریتر شده اما بازار بهدلیل گرانی، محدودیت واردات و افت قدرت خرید، کوچکتر شده است. این تفاوت بسیار مهم است. وقتی قیمت یک کالا بالا میرود، ممکن است ارزش ریالی بازار افزایش یابد اما تعداد خریداران کاهش پیدا کند بنابراین اگر فروشندهای بگوید «بازار از نظر قیمت داغ شده» لزوما به این معنا نیست که مردم بیشتر از گذشته لپتاپ میخرند. ممکن است تعداد دستگاههای فروختهشده کمتر شده باشد اما همان تعداد دستگاه با قیمت بسیار بالاتری معامله شوند بنابراین مساله اصلی، افزایش فاصله مردم با لپتاپ مناسب است. مردمی که زمانی برای خرید یک لپتاپ، مدل موردعلاقهشان را انتخاب میکردند، حالا ابتدا بودجه خود را مشخص میکنند و بعد میپرسند با این پول چه چیزی میتوان خرید. تفاوت این دو رفتار، تفاوت کوچکی نیست. در حالت اول، مصرفکننده انتخاب میکند؛ در حالت دوم، قیمت برای او انتخاب میکند.
از طرفی این تغییر را میتوان در رشد توجه به لپتاپهای اقتصادی، استوک و دستدوم هم دید. بازار لپتاپهای استوک که زمانی برای گروه خاصی از مصرفکنندگان جذاب بود، اکنون برای بخشی از خریداران به یک راهحل اقتصادی تبدیل شده است. در فهرستهای بازار استوک، مدلهای قدیمیتر Dell و دیگر برندها با قیمتهایی بسیار پایینتر از مدلهای نو عرضه میشوند. البته پایینتر بودن قیمت الزاما به معنی مناسب بودن دستگاه برای همه نیست و عمر باتری، سلامت قطعات، وضعیت نمایشگر و امکان ارتقا باید بررسی شود. این اتفاق از یک منظر حتی از افزایش قیمتها مهمتر است؛ جامعه در حال تغییر تعریف خود از «لپتاپ مناسب» است.
خریدار امروز ممکن است بهجای اینکه بپرسد «بهترین لپتاپ کدام است؟»، بپرسد «ارزانترین لپتاپی که بتواند کار من را راه بیندازد، کدام است؟» دانشجو ممکن است بهجای یکمدل جدید، سراغ دستگاهی چندساله برود. خانواده ممکن است لپتاپ فرزندش را دستدوم بخرد. یک فریلنسر ممکن است ارتقای SSD و RAM دستگاه قدیمی را به خرید یک دستگاه جدید ترجیح دهد. بهبیان دیگر کسی که زمانی میتوانست لپتاپ میانرده بخرد، حالا باید به مدل پایه رضایت بدهد.
ازسویدیگر، ساختار بازار لپتاپ ایران هم آسیبپذیر است. وابستگی شدید بازار به واردات باعث میشود نوسان ارز، هزینه حملونقل، محدودیتهای وارداتی و موجودی برندها مستقیما روی قیمت مصرفکننده اثر بگذارد. در چنین بازاری، قیمت لپتاپ مجموعهای از هزینههاست که درنهایت به مصرفکننده منتقل میشود. بههمیندلیل حتی وقتی فناوری در جهان ارزانتر یا قدرتمندتر میشود، لزوما همان اتفاق در بازار ایران برای مصرفکننده رخ نمیدهد. جهان هر روز ابزارهای قدرتمندتری تولید میکند اما بخشی از کاربران ایرانی برای خرید یک دستگاه معمولی باید بیشتر از گذشته هزینه کنند. در طرفدیگر ماجرا، مساله تعمیر و نگهداری هم قرار دارد. وقتی خرید دستگاه جدید دشوار میشود، عمر دستگاههای موجود اهمیت بیشتری پیدا میکند. بنابراین تعمیرکاران، فروشندگان قطعات، بازار RAM و SSD و حتی بازار باتری و نمایشگر، به بخشی از زنجیرهای تبدیل میشوند که به مردم کمک میکنند تا خرید لپتاپ را عقب بیندازند.
همچنین فصل بازگشایی مدارس و دانشگاهها نیز میتواند فشار بیشتری بر این بازار وارد کند. گزارشهای شهریور۱۴۰۵ از افزایش تقاضای فصلی همزمان با بازگشایی مراکز آموزشی خبر دادهاند اما این افزایش تقاضا در بازاری رخ میدهد که قیمت مدلهای پایه نیز بالا رفته است. در این شرایط، «لپتاپ دانشجویی» دیگر الزاما بهمعنای یک کالای ارزان نیست. در فهرستهای فعلی بازار، مدلهایی که برای کارهای معمول دانشگاهی معرفی میشوند، حداقل ۱۰۰میلیونتومان قیمت دارند و مدلهای مناسبتر برای برنامهنویسی، طراحی یا کارهای سنگین به محدودههای بسیار بالاتری میرسند. درنهایت، بهتر است بگوییم نیاز مردم به لپتاپ بیشتر از گذشته شده اما توان تامین این نیاز با همان سرعت رشد نکرده و نتیجه بازاری است که از یکطرف با موج نیاز مواجه است و از طرفدیگر با گرانی، محدودیت عرضه و کاهش قدرت خرید. اقتصادی که در آن حتی وسیلهای برای درس خواندن و کار کردن هم میتواند به یک خرید سنگین و چندماهه تبدیل شود.
