یادداشتی به بهانه سالروز درگذشت نویسنده پرآوازه:

«احمد محمود»؛ خورشید جنوب بر فراز داستان‌نویسی ایران

گروه فرهنگ و هنر
کدخبر: 662274
احمد محمود با روایت زندگی مردم جنوب و پیوند رئالیسم اجتماعی با تجربه‌های فقر، جنگ و زندان، جایگاهی ماندگار در داستان‌نویسی ایران یافت.
«احمد محمود»؛ خورشید جنوب بر فراز داستان‌نویسی ایران

جهان صنعت- جنوب برای احمد محمود فقط یک جغرافیا نبود، سرزمینی بود که آدم‌هایش را با فقر، گرما، نفت، کار، بیکاری، مهاجرت، زندان و امیدهای کوچک‌شان می‌شناخت. اهواز داستان‌های او، شهری است که کارون از میانش می‌گذرد و نفت از زیر پای مردمانش بیرون می‌آید اما سهم بسیاری از همان مردمی که بر سرزمین نفت‌خیز جنوب زندگی می‌کنند، چیزی جز تنگدستی، بیکاری و چشم‌انتظاری نیست. محمود از همین تضادها نوشت؛ از مردانی که برای پیدا کردن لقمه‌ای نان راهی کویت می‌شوند، از زنانی که برای گذران زندگی به خانه‌های دیگران می‌روند و از کودکانی که زودتر از سن‌شان با فقر و رنج آشنا می‌شوند.

در جهان داستانی احمد محمود، آدم‌ها قهرمانان بی‌نقص و اسطوره‌ای نیستند؛ آدم‌های معمولی‌اند، با ضعف‌ها، خطاها، آرزوها و شکست‌های‌شان. شاید همین نزدیکی شخصیت‌ها به زندگی واقعی است که داستان‌های محمود را از صفحه کتاب بیرون می‌آورد و به کوچه و خیابان می‌کشاند، خواننده را کنار شخصیت‌ها می‌نشاند که با آنها گرسنه شود، به زندان می‌رود و وادارش می‌کند درباره جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، دوباره فکر کند. «همسایه‌ها» یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این شیوه روایت است؛ رمانی که در آن بلوغ یک نوجوان 15ساله با بلوغ اجتماعی و سیاسی جامعه‌ای گره می‌خورد که در آستانه تحولات بزرگ تاریخی ایستاده است. «خالد» فقط راوی داستان نیست، چشم خواننده‌ای است که قدم‌به‌قدم با او بزرگ می‌شود و از قهوه‌خانه و کوچه‌های اهواز تا فعالیت سیاسی، زندان، شکنجه و انفرادی پیش می‌رود.

در رمان «همسایه‌ها» که داستان آن در شهر اهواز جریان دارد، محمود روایتگر پایین‌ترین اقشار جامعه است؛ مردمی که اکثریت‌شان بیکارند. مردها از سر ناچاری راهی کویت می‌شوند تا شاید آنجا کاری دست‌وپا کنند و پولی برای زن و بچه‌های‌شان بفرستند و زن‌ها مجبور به کلفتی در خانه‌های نظمیه‌چی‌ها و دولتی‌ها می‌شوند.

دستان پیر مادر «خالد»، کودکی که راوی داستان است، از شست‌وشوی زیاد فرسوده شده است. پدرش ساعتش را می‌فروشد تا به کویت برود و کار کند. خود خالد، با 15سال سن، شاگرد قهوه‌چی می‌شود تا شاید روزی «امان‌آقا»، صاحب قهوه‌خانه، یک سیخ کباب بخرد و به خالد بدهد تا آن را به خانه ببرد و با خواهر هشت‌ساله‌اش نصف کند.

دستان پیر مادر که در اثر شست‌وشوی لباس‌ها ساییده شده، دل کوچک خالد که یک سیخ کباب را هم بدون خواهرش نمی‌تواند بخورد، اعتیاد مردهای همسایه، بیکاری و رفتن پدر خالد به کویت، همه و همه در برابر شاهی قرار می‌گیرد که حتی حاضر نیست نفتی را که از سرزمین همین جنوبی‌ها استخراج می‌شود، ملی کند.

با تمام این مشکلات، خالد مرتب به یاد حرف‌های شفق، مبارز سیاسی می‌افتد؛ کسی که برای ملی‌کردن صنعت نفت و بریدن پای انگلیسی‌ها اعلامیه پخش کرده و دیوارنویسی می‌کند.

شفق به خالد می‌گوید: «همیشه یادت باشه اگه آدم‌های تهیدست کمک هم نکنند، نابود می‌شوند.»

همین است که خالد هم به فکر خودش نیست؛ به فکر جماعتی مثل خودش است، به فکر درد جامعه‌ای است که محکوم به درد کشیدن است، به فکر «حسنی بارکش».

«خالد» و «پندار»، دوشخصیت داستان «همسایه‌ها»، با دستان خالی زندان را زیر و رو می‌کنند؛ از قاتل‌ها و دزدها و خفت‌گیرها، مبارزان سیاسی می‌سازند؛ مبارزانی که تن به اعتصاب غذا می‌دهند، انفرادی و پابند و دستبند را به جان می‌خرند و حتی تن به گلوله می‌سپارند.

خود محمود می‌گفت: «ایران کشور زندانبان و زندانیان است. وقتی به این 100سال نگاه کنید، همیشه چنین بوده است.»

همین نگاه محمود به جامعه‌اش باعث می‌شود که در داستان‌های او، رئالیسم اجتماعی با ادبیات زندان پیوند بخورد.

در «همسایه‌ها»، قلم نویسنده چنان در روح خواننده فرو می‌رود که گویی خود خواننده هم هم‌بند این زندانیان است و زندان را با قلم او تجربه می‌کند.

در انتهای داستان، «خالد» از زندان آزاد می‌شود اما چه کسی می‌داند چه بر سر پندار خواهد آمد؟ ابراهیم، همسایه قدیمی خالد، راهی زندان می‌شود و خود خالد نیز باید راهی خدمت نظام وظیفه شود یعنی در هر زندان، زندانی دیگری است.

توصیفات دقیق احمد محمود از درون و تاثیرات خالد و خاطره‌هایی که گله‌به‌گله از ذهنش می‌گذرد، با سیر حوادث داستان پیوند می‌خورد تا داستانی ماندگار در ادبیات داستانی کشورمان خلق شود.

احمد محمود در مصاحبه‌ای با لیلی گلستان می‌گوید: «به اینجا رسیده‌ام که داستان تعریف حرکت، تعریف اشیا یا حوادث نیست بلکه تعریف است در حرکت. رمان موجودی است زنده.»

این تعریف بیش از همه در داستان‌های خودش نمود دارد. هریک از داستان‌هایش را که بخوانی، با شخصیت‌ها حرکت می‌کنی و با تک‌تک حوادث داستان برانگیخته می‌شوی، با آنها تجربه می‌کنی، زجر می‌کشی و زندگی می‌کنی.

در رمان «همسایه‌ها»، خواننده همگام با خالد ۱۵‌ساله و نابالغ رشد می‌کند و ناظر رشد جسمی و بلوغ فکری راوی داستان است. گویی خواننده خودش می‌شود خالد؛ با او کتاب می‌خواند، با او در قهوه‌خانه کار می‌کند و عرق می‌ریزد، با او فعالیت سیاسی می‌کند، به زندان می‌رود و شکنجه و انفرادی را تحمل می‌کند.

این یعنی همان چیزی که خود محمود می‌گوید؛ خواننده همگام با نویسنده در مسیر داستان حرکت می‌کند و داستان تنها روایت یک واقعه یا رویداد تاریخی نیست.

شخصیت‌ها در داستان‌های محمود واقعی‌اند؛ گاه کار درست را انجام می‌دهند و گاه به راه خطا می‌روند. آنها حد و اندازه‌های خود را می‌شناسند و حرف‌هایی نمی‌زنند که برازنده قامت‌شان نباشد.

خودش می‌گفت: «من شخصیت‌های داستان‌هایم را از میان مردم می‌گیرم و روی‌شان کار می‌کنم.»

همین ساختار و ذات واقعی شخصیت‌ها و همین «تعریف در حرکت» است که رئالیسم اجتماعی احمدمحمود را می‌سازد.

محمود روایت‌کننده مردم جنوب است و تصویری واضح از این مردم را به خودشان و به جهانیان نشان می‌دهد و این یعنی رسالت نویسنده؛ همان کاری که داستایفسکی در «برادران کارامازوف» می‌کند.

محمود راوی مردمی است که گاه مثل آب کارون روان و پرخروش‌اند و گاه مثل برگ‌های نوک‌تیز نخل، برنده. مردمی که گاه می‌شوند «پندار»ی که برای مردمش از خود می‌گذرد و گاه «علی شیطان» با آن چشم‌های دریده و روح پلیدش. ترجمه و چاپ ۵۳‌هزار نسخه از رمان «همسایه‌ها»ی محمود در کشوری که بزرگانی چون تولستوی، داستایفسکی و گوگول را در رئالیسم اجتماعی دارد، گواه قدرت قلم او و رئالیسم تاثیرگذارش است.

جالب آنکه کتاب‌های محمود در ایران آنقدر که باید خوانده نشدند. برای مثال «دریا هنوز آرام است» که در سه‌هزار نسخه در سال‌۱۳۳۹ چاپ شد، فروش نرفت و ناشر قانونی گذاشت که هر کس یک کیلو کتاب بخرد، یک «دریا هنوز آرام است» جایزه می‌گیرد.

استفاده از گویش محلی در داستان‌های احمدمحمود یکی دیگر از عواملی است که به آثارش اصالت می‌بخشد. در «مدار صفر درجه» و «همسایه‌ها» محمود از گویش دزفولی به زیبایی استفاده می‌کند؛ گاهی در قالب یک بیت شعر از زبان یکی از شخصیت‌ها و گاهی با استفاده از کلماتی که ریشه فارسی دارند اما در فارسی امروز به کار نمی‌روند.

خودش دراین‌باره می‌گوید: «لفظ جنوبی به کار گرفته‌ام؟ نه، فارسی است، منتها برای دیگر مناطق ممکن است ناآشنا باشد. خب، چه عیبی دارد؟ آشنا می‌شود.» روایت و توصیفات دقیق محمود از زندان و سختی‌های شخصیت‌های داستان‌هایش بی‌شک متاثر از تجربه‌های سخت اوست. احمد محمود بعد از ۲۲سالگی دوبار به زندان می‌افتد که یک‌بار آن حدود شش‌ماه طول می‌کشد. بعد هم تبعید می‌شود و تا سال‌۱۳۳۶ که از تبعید بازمی‌گردد، آنطورکه خود می‌گوید، از نظر حاکمیت فاقد حقوق اجتماعی بوده و جایی استخدامش نمی‌کردند. همین می‌شود که مرتب شغل عوض می‌کند.

محمدعلی دستغیب، نویسنده و منتقد ادبی در کتاب «نقد آثار احمد محمود» می‌نویسد: «محمود دیگر حساب مشاغل گوناگونی را که از 10سالگی به بعد تجربه کرده، از دستش در رفته؛ از کارگری و آجر‌تراشی تا بندکشی، بارنویسی، منشی تجارتخانه، سرکارگری، پارچه‌فروشی و…» همین تجربه‌های عینی احمد محمود است که او را یاری کرده تا شخصیت‌های داستان‌هایش زنده و جاندار باشند و بشود آنها را لمس کرد.

محمود به نویسنده‌های جوان توصیه می‌کرد: «ارتباطت را با مردم حفظ کن، بخوان و بنویس.»

گرچه محور اصلی داستان‌های محمود گرد فقر، زندگی فلاکت‌بار قشر ضعیف جامعه، جنگ و زندان می‌گردد اما او ستایشگر این وضعیت‌ها نبود و می‌گفت: «بسیاری از نیروهای کوری که قدرت نامیمون خود را به انسان تحمیل کرده‌اند، ضرورتا جزو زندگی نیستند؛ بی‌سوادی ضرورتا جزو زندگی نیست، گرسنگی هم، بیکاری هم، فقر هم، جنگ هم.»

محمود در کتاب «حکایت حال»، در پاسخ به لیلی‌گلستان که چرا پس از گذشت دوسال از انتشار رمان «مدار صفر درجه» هنوز نقدی بر آن نوشته نشده، می‌گوید: «کسی که می‌خواهد کتابی را در دوصفحه مجله نقد کند، اگر وجهی هم بابت این دوصفحه بگیرد، هیچ است. با این درآمدها امر زندگی نمی‌گذرد، زندگی نویسنده هم از راه نوشتن نمی‌گذرد.»

احمد محمود، راوی کارون و نویسنده توانای اهوازی، 12مهر۱۳۸۱، در اثر بیماری ریوی، در بیمارستان مهراد تهران درگذشت اما شخصیت‌های داستان‌هایش همچنان زنده‌اند؛ همانطورکه جنوب، کارون، کوچه‌های اهواز و آدم‌های فراموش‌شده‌ای که محمود صدای‌شان شد، همچنان بخشی از حافظه ادبیات داستانی ایران هستند.

  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دیدگاه خود را بنویسید

آخرین اخبار