ائتلاف نظامی در مکه
محمدرضا ستاری – منابع آگاه اعلام کردند که ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان روز جمعه در مکه یک توافقنامه مشترک دفاعی امضا کردند؛ توافقی که در بحبوحه آشفتگیهای منطقهای و در شرایطی صورت میگیرد که کشورهای حاشیه خلیجفارس پس از حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هدف حملات متقابل قرار گرفتهاند.
در همین رابطه المانیتور گزارش داده، هر چند این پیمان، همگرایی فزاینده میان سه قدرت بزرگ سنیمذهب همپیمان ایالاتمتحده را بیش از پیش تقویت میکند اما هنوز مشخص نیست که تعهدات دقیق هر یک از این کشورها چه خواهد بود و این توافق چه تاثیری بر بحران گستردهتر خاورمیانه خواهد گذاشت؟ دو منبع منطقهای که بهطور مستقیم در جریان این موضوع قرار دارند اعلام کردند این توافق روز جمعه به امضا خواهد رسید؛ موضوعی که بعدا یک مقام ترکیه نیز آن را تایید کرد. یک منبع منطقهای دیگر نیز گفت هنوز مشخص نیست که آیا این توافق همان روز به صورت عمومی نیز اعلام خواهد شد یا خیر.
در چنین شرایطی ترکیه با در اختیار داشتن دومین ارتش بزرگ ناتو یکی از قدرتهای مهم نظامی جهان بهشمار میرود. عربستان سعودی نیز بهعنوان قدرتمندترین کشور حوزه خلیجفارس، میزبان مقدسترین اماکن اسلامی و یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان است. پاکستان نیز تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای محسوب میشود. در همین رابطه شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان که ژنرال عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش این کشور او را همراهی میکند روز پنجشنبه وارد جده شد و مناسک عمره را در مکه به جا آورد. رجب طیب اردوغان، رییسجمهور ترکیه نیز روز جمعه راهی جده شد. همانطورکه رسانهها گزارش دادند آنها با ولیعهد عربستان دیدار کردند آنهم در شرایطی که عربستان علاوه بر پاسخهای متقابل ایران در جریان جنگ با آمریکا درمعرض حملات حوثیهای یمن و گروههای مقاومت عراقی نیز قرار دارند.
ازسویدیگر کارشناسان معتقدند این جنگ همچنین آسیبپذیریهای امنیتی کشورهای حاشیه خلیجفارس را آشکار کرده و موجب اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز شده؛ آبراهی که پیش از آغاز جنگ حدود یکپنجم صادرات جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور میکرد.
توافق پس از یکسال مذاکره
گفته میشود این توافق نتیجه نزدیک به یک سال مذاکرات است؛ مذاکراتی که خبر آن را خبرگزاری رویترز در ماه ژانویه یعنی زمستان پارسال منتشر کرده بود. در آن زمان هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه اعلام کرده بود که آنکارا از ایجاد یک چارچوب گستردهتر امنیتی منطقهای برای تقویت همکاری و ثبات حمایت میکند.
یک مقام سعودی پیشتر به رویترز گفته بود که توافق دفاعی موجود میان عربستان و پاکستان هرگونه حمله به یکی از دو کشور را حمله به هر دو تلقی کرده و استفاده از تمامی ابزارهای نظامی را در بر میگیرد. با این حال پاکستان در عمل تلاش کرده از ورود مستقیم نظامی به جنگ ایران خودداری کند و در عوض نقش میانجی میان تهران و سایر طرفها را ایفا کند.
خاورمیانه از زمان ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نزدیک به سه سال بوده که درگیر بحران و جنگ است؛ به گونهای که تقریبا تمامی کشورهای منطقه به نوعی با حملات فرامرزی، موشکی یا پهپادی مواجه شدند.
اگرچه ترکیه و پاکستان که در حاشیه مرزهای خاورمیانه قرار دارند تاکنون از حملات مستقیم گسترده در امان ماندند اما هر دو کشور بهشدت نگران گسترش درگیریهایی هستند که میتواند امنیت و ثبات اقتصادی آنها را نیز تهدید کند.
برای عربستان سعودی پیامدهای سه سال درگیری در خاورمیانه بسیار سنگینتر بوده بهگونهای که این کشور از سه جهت مختلف هدف حملات قرار گرفته، صادرات نفت و برنامههای بلندپروازانه توسعه اقتصادی آن در معرض تهدید قرار گرفته و در عین حال پرسشهای جدی درباره میزان اتکاپذیری چتر امنیتی سنتی آمریکا برای ریاض مطرح شده است.
بنابراین به گفته برخی از تحلیلگران، امضای این توافق در مکه، بار نمادین و سیاسی ویژهای به آن میبخشد؛ توافقی که بر پایه روابط نظامی دیرینه میان سه کشور شکل گرفته است.
زیرا پاکستان طی چند دهه گذشته آموزشهای نظامی و کمکهای فنی گستردهای به نیروهای مسلح عربستان ارائه کرده است. از سوی دیگر ترکیه و پاکستان نیز سالهاست در زمینه تبادل ناوهای جنگی و هواپیماهای آموزشی همکاری میکنند. در سال۲۰۲۳ ریاض با خرید پهپادهای ساخت ترکیه موافقت کرد؛ قراردادی که آنکارا از آن بهعنوان بزرگترین قرارداد صادراتی صنایع دفاعی خود یاد کرده بود.
رویترز در ماه مه گزارش داده بود که پاکستان از آن زمان تاکنون حدود ۸هزارنیروی نظامی، جنگنده، پهپاد و سامانههای پدافند هوایی را در عربستان مستقر کرده و همزمان تلاش کرده همکاریهای امنیتی خود را با سایر کشورهای حوزه خلیجفارس نیز گسترش دهد. در همین راستا رویترز در ماه جولای گزارش داد که پاکستان مذاکراتی را با کویت برای دستیابی به یک توافق دفاعی گستردهتر آغاز کرده؛ توافقی که در ازای توسعه همکاریهای انرژی و جذب سرمایهگذاری میان دو کشور دنبال میشود.
معماری امنیتی جدید خاورمیانه
در همین رابطه است که برخی از کارشناسان معتقدند، این توافق بلکه این توافق را باید نشانهای از آغاز مرحلهای تازه در معماری امنیتی خاورمیانه تلقی کرد. تحولاتی که پس از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل رخ داده بسیاری از دولتهای منطقه را به این جمعبندی رسانده که اتکای کامل به چتر امنیتی ایالاتمتحده دیگر پاسخگوی نیازهای امنیتی آنها نیست. به همین دلیل قدرتهای منطقهای در حال حرکت به سمت ایجاد سازوکارهای امنیتی مکمل هستند تا در شرایط بحران وابستگی خود را به تصمیمات واشنگتن کاهش دهند.
از سوی دیگر انتخاب مکه بهعنوان محل امضای این توافق نیز صرفا یک تصمیم تشریفاتی نیست. این انتخاب، پیام سیاسی و نمادین مهمی برای جهان اسلام دارد و نشان میدهد سه کشور تلاش میکنند همکاری امنیتی خود را با نوعی مشروعیت مذهبی و سیاسی همراه سازند. این مساله بهویژه برای عربستان اهمیت دارد زیرا ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده علاوه بر رهبری اقتصادی جهان عرب، نقش پررنگتری نیز در مدیریت ترتیبات امنیتی منطقه ایفا کند.
از منظر ژئوپلیتیکی نیز این توافق بیانگر همگرایی سه قدرتی است که هر یک دارای مزیت راهبردی متفاوتی هستند. ترکیه دارای صنایع دفاعی پیشرفته، توان تولید پهپاد و تجربه عملیاتی گسترده است. پاکستان علاوه بر برخورداری از ارتشی بزرگ و مجهز تنها قدرت هستهای جهان اسلام محسوب میشود و تجربه قابلتوجهی در آموزش و سازماندهی نیروهای نظامی دارد. عربستان نیز با برخورداری از منابع عظیم مالی و موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز توان تامین هزینههای چنین همکاریهایی را در اختیار دارد. بنابراین ترکیب این سه مولفه ظرفیت شکلگیری یک بلوک امنیتی جدید را فراهم میکند که میتواند در معادلات منطقهای اثرگذار باشد.
با این حال مهمترین محدودیت این توافق به موضع پاکستان بازمیگردد. اسلامآباد طی سالهای گذشته تلاش کرده روابط خود با ایران را حفظ و از ورود مستقیم به هرگونه تقابل نظامی میان تهران و کشورهای عربی پرهیز کند. مرز مشترک طولانی با ایران، نگرانیهای امنیتی در مناطق مرزی و ملاحظات داخلی موجب شده که سیاست خارجی پاکستان بر اصل موازنه استوار باشد. به همین دلیل هرچند این کشور بهدنبال توسعه همکاریهای دفاعی با کشورهای عربی است اما احتمال مشارکت مستقیم آن در هرگونه درگیری نظامی علیه ایران همچنان محدود به نظر میرسد.
از سوی دیگر این توافق را باید در چارچوب تغییر رویکرد آمریکا نیز تحلیل کرد. واشنگتن همچنان از همکاری نزدیک متحدان خود استقبال میکند اما تمایل دارد بار بیشتری از مسوولیتهای امنیتی منطقه را بر دوش بازیگران محلی بگذارد. درواقع آمریکا به جای حضور مستقیم و پرهزینه به دنبال شکلدهی شبکهای از شرکای منطقهای است که بتوانند بخشی از هزینههای بازدارندگی را بر عهده گیرند. بنابراین توافق سهجانبه میان ترکیه، عربستان و پاکستان نیز تا حد زیادی با همین راهبرد همخوانی دارد.
در سطح منطقهای این پیمان احتمالا سایر کشورهای عربی حوزه خلیجفارس را نیز به بازنگری در سیاستهای دفاعی خود ترغیب خواهد کرد. کویت، بحرین، اردن و حتی برخی دیگر از دولتهای عربی ممکن است برای تقویت بازدارندگی خود به دنبال پیوستن به ترتیبات مشابه یا گسترش همکاری با این سه کشور باشند. در نتیجه خاورمیانه ممکن است به تدریج شاهد شکلگیری مجموعهای از پیمانهای امنیتی منطقهای باشد که در کنار اتحادهای سنتی با آمریکا فعالیت کنند.
در نتیجه برخی از ناظران معتقدند اهمیت این توافق بیش از آنکه در مفاد نظامی آن باشد در پیامی است که به محیط راهبردی منطقه ارسال میکند. این توافق نشان میدهد که نظم امنیتی خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن قدرتهای منطقه بیش از گذشته به دنبال ایجاد سازوکارهای دفاعی مستقل، تقسیم مسوولیتهای امنیتی و افزایش ظرفیت بازدارندگی جمعی هستند و موفقیت یا ناکامی این روند تا حد زیادی به توان این کشورها در مدیریت اختلافات سیاسی، حفظ توازن در روابط با ایران و جلوگیری از تبدیل این همکاریها به یک تقابل آشکار منطقهای بستگی خواهد داشت.
