آشتی ملی؛ پیششرط توفیق اصلاحات ساختاری
علیرضا کیانپور – یکدهه پیش در میانه دهه90 خورشیدی، احتمالا کمتر ناظری باور میکرد که خورشید بخت این جریان سیاسی به این زودیها غروب کند. آنها در آن زمان نهتنها موفق شدهبودند پس از هشتسال تحمل دردسرهای پرشمار دولت احمدینژاد دوری از قدرت، حسن روحانی را بهعنوان یک «کاندیدای نیابتی» بر کرسی ریاستجمهوری مستقر کرده و با «لیست امید»، اکثریت کرسیهای مجلس دهم را تصاحب کنند بلکه شاید مهمتر از این دو دستاورد مهم توانسته بودند تمامی مصائبی را که درپی حوادث تلخ پس از انتخابات ریاستجمهوری ۸۸ بر آنان تحمیل شد، پشت سر بگذارند و بار دیگر حضور و قدرت خود را در فضای سیاسی کشور رسمیت بخشند. چه آنکه کمتر از یکدهه پیش از آن، اصلاحطلبان با چنان بحرانی مواجه شده بودند که تصور بازگشتشان به قدرت، نزدیک به محال به نظر میرسید اما ظاهرا سیاست و سیاستورزی در این مملکت، عرصه محالات است!
نگاهی به فراز و فرودهای 3دهه اصلاحطلبی در ایران
اصلاحطلبانی که درپی انتخابات دوم خردادماه76، رسما در سپهر سیاست ایرانی اعلام موجودیت کرده و در همان سالهای پایانی دهه70 و سالهای آغازین دهه80 خورشیدی، برخی از بهترین روزهای دولتداری و مجلسنشینی خود را تجربه کردند، ابتدا با شکست در انتخابات ریاستجمهوری84 و سپردن سکان اداره کشور به محمود احمدینژاد وارد دورهای از سقوط و افول شدند و پس از انتخابات سال88، چنان به حضیض ذلت درافتادند که تصور بازگشتشان به عرصه سیاستورزی، نامعقول به نظر میرسید. با این همه ظرف تنها چندسال، بار دیگر خود را احیا کرده و در دو انتخابات ریاستجمهوری92 و مجلس94، هر دو رکن انتخابی نظام را تصاحب کردند. آنها اما در حالی دوباره خود را بازتعریف کرده و به کرسیهای قدرت رساندند که اوجگیری مجددشان، چندسالی بیشتر دوام نیافت و هنوز دوران هشتساله ریاستجمهوری حسن روحانی و دوره چهارساله فعالیت مجلس دهم به پایان نرسیده بود که بار دیگر خود را در حال دست و پا زدن برای بقا یافتند بهویژه آنکه اینبار برخلاف آنچه درپی حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری88، منجر به آغاز دوران افول این جریان سیاسی شده بود، نه فشارهای سیاسی و امنیتی برآمده از هسته سخت قدرت بلکه ناشی از دلسردی پایگاه اجتماعی آنان از وعدههایی بود که هربار در آستانه انتخابات مطرح میشد و پس از آن بهفراموشی سپرده میشد.
شرایط ویژه اصلاحطلبی در دشوارترین روزهای ایران
آنچه اما این روزها در فضای سیاسی کشور رقم میخورد، از جهات گوناگون، هم با آن دوران اوج و شکوه اصلاحطلبی متفاوت است و هم البته با دوران حضیض و افول آنان در سالهای گذشته به عبارت دیگر، حالا مشکل اصلاحطلبی نه فقط فشارهای سیاسی- امنیتی هسته سخت قدرت است و نهتنها ناامیدی و دلزدگی جامعه از نوع سیاستورزی آنان. البته اصلاحطلبان کماکان با هردوی این مشکلات نیز دست به گریبان هستند اما علاوهبر این دو عامل، مجموعه عوامل دیگری که منجربه تحولاتی اساسی در زمین کنشگری مدنی و آسمان سیاستورزی ایرانی شده نیز آنان را به چالش کشیده است چنانکه حالا برخلاف ادوار پیشین، آنان در حالی از مرکز کنشگری و تاثیرگذاری در سیاست و جامعه ایرانی به حاشیه رانده شدهاند که رییسجمهور مستقر، به اذعان و اعتراف خودشان، نخستین رییسجمهور اصلاحطلب پس از سیدمحمد خاتمی است. با این همه اما آنان نهتنها در سطح جامعه چندان مقبول و مورد اعتماد نیستند بلکه ظاهرا حتی در بدنه دولت هم چندان نفوذ و حضوری ندارند. وضعیتی که اگرچه در ظاهر و با نگاهی بیرونی، نشانه زوال و شکست این جریان سیاسی است اما اگر بدون درنظر داشتن منافع سیاسی و جناحی اصلاحطلبان به تحلیل وضعیت آنان بپردازیم، درخواهیم یافت که ازقضا این شرایط خاص، از جهات گوناگون، هم به سود خود آنان است و هم البته بهنفع ملت و مملکت. به عبارت دیگر اینکه اصلاحطلبان عملا جایگاهی در مناسبات قدرت ندارند، دستکم میتواند این مزیت را به آنان ببخشد که دستکم بخشی از بدبینی گستردهای که در سطح جامعه نسبتبه آنان شکل گرفته، مرتفع کرده و اوضاع خود را از این حیث بهبود ببخشند. ضمن آنکه همین نکته که آنان به معنای واقعی کلمه در دولت پزشکیان کارهای نیستند، باعث خواهد شد که انتظار و توقعی نیز از آنان ایجاد نشود. به بیان دقیقتر، وقتی اختیاری در دولت و مجموعه قوه مجریه ندارند، طبیعتا مجبور به پاسخگویی نیز نخواهند بود. در عین حال همین رابطه غیررسمی نیروهای این جریان سیاسی با اعضا و بدنه دولت، به آنان این قدرت را میبخشد که بتوانند با رایزنیهای غیررسمی و در جلسات و محافل دوستانه، نظراتشان را به دور از نزاع و تنشهای معمول رقابتهای سیاسی به اطلاع دولت برسانند و از این رهگذر، در مسیر پیشبرد امور نقشآفرین باشند.
7پیشنهاد سخنگوی جبهه اصلاحات برای خروج ایران از بحران
با این همه اما پرسش اینجاست که آیا اصلاحطلبان به چنین رویکردی علاقه دارند و اساسا خود را در چنین جایگاهی میبینند یا نه. پرسشی که برای یافتن پاسخ آن، چارهای نداریم مگر آنکه به سراغ خود آنان برویم و از آنان بخواهیم ضمن تبیین رویکرد و نوع نگاهشان به وضعیت و مشکلات کنونی ایران و ایرانیان، راهکارهای مدنظرشان را تشریح کنند. جواد امام که علاوهبر اینکه بهعنوان دبیرکل مجمع ایثارگران، یکی از اعضای حقوقی جبهه اصلاحات ایران است، در قامت سخنگوی این جبهه سیاسی نیز فعالیت میکند، در پاسخ به این پرسش «جهانصنعت» به نشست هفته گذشته دبیرانکل احزاب با رییسجمهور اشاره کرده و میگوید پیش از آغاز آن نشست، هفتپیشنهاد مشخص خود را روی کاغذ آوردم تا در صورتیکه فرصت اظهارنظر فراهم شد، این پیشنهادها را به اطلاع رییسجمهور برسانم اما متاسفانه این فرصت حاصل نشد و باتوجه به اینکه نوبتدهی برای اظهارنظر حضار، براساس قرعهکشی انجام شد، فرصت به دوستان دیگر رسید. با این حال این هفتمحور پیشنهادی که جواد امام متن آن را در اختیار «جهانصنعت» قرار داده، عبارتند از «تشکیل ائتلاف ملی برای نجات ایران»، «صراحت و صداقت با مردم»، «اولویت دادن به دیپلماسی و تعامل سازنده»، «دفاع از اختیارات قانونی دولت»، «بازسازی سرمایه اجتماعی»، «مقابله با افراطگرایی و حاکمیت قانون» و «تشکیل شورای گفتوگوی ملی.»
تاکید جواد امام بر ضرورت «تشکیل ائتلاف ملی برای نجات ایران»
جواد امام با تاکید بر اینکه «امروز مساله اصلی کشور فقط اقتصاد، سیاست خارجی یا تحریم نیست» «مساله اصلی، کاهش سرمایه اجتماعی و فاصله گرفتن مردم از ساختار تصمیمگیری است»، میگوید: «بدون بازسازی این اعتماد، هیچ برنامه اقتصادی یا سیاسی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.» او بر این اساس به نخستین پیشنهاد خود که همان «تشکیل ائتلاف ملی برای نجات ایران» باشد، اشاره کرده و میگوید: «امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به یک ائتلاف ملی نیاز دارد؛ ائتلافی متشکل از همه نیروهای وفادار به ایران، فارغ از اختلافنظرها و انتقادهای موجود، با محوریت قانون اساسی، حفظ تمامیت ارضی، منافع ملی، آینده ایران و با محوریت مردم.» او که معتقد است «لازمه شکلگیری چنین ائتلافی، عبور از دوقطبیهای فرساینده، پایان دادن به نگاه «خودی و غیرخودی» و پذیرش نقش همه دلسوزان ایران در اداره کشور است»، میگوید: «اگر جامعه احساس کند همه شهروندان از فرصت برابر برای مشارکت در تعیین سرنوشت کشور برخوردارند، امید و اعتماد عمومی دوباره احیا خواهد شد.»
بازسازی سرمایه اجتماعی؛ پیششرط موفقیت اصلاحات ساختاری
سخنگوی جبهه اصلاحات ایران با تاکید بر اهمیت «بازگرداندن اعتماد عمومی» بهعنوان «پیششرط موفقیت هر برنامه اصلاحی» میگوید: «رفع محدودیتهای غیرضروری در فضای مجازی، تضمین دسترسی آزاد به اطلاعات، برخورداری جامعه از رسانههای آزاد و مسوول، اجرای کامل حقوق ملت مندرج در قانون اساسی، پرهیز از برخوردهای سلیقهای و تقویت نهادهای مدنی و احزاب و تشکلهای صنفی، از مهمترین گامهای بازسازی سرمایه اجتماعی است.» او همچنین با تاکید بر اهمیت «صراحت و صداقت با مردم» میگوید: «مردم حقیقت را میپذیرند اما ابهام، وعدههای تکراری و نادیدهگرفتن مطالباتشان را نمیپذیرند.» او بر این اساس معتقد است که رییسجمهور و دیگر مسوولان دولت باید در گفتوگویی صریح و صادقانه با مردم، بدون تعارف، وضعیت واقعی کشور، محدودیتهای دولت، موانع پیشرو و برنامه عملی برای خروج از بحران را با شفافیت بیان کنند چراکه به باور او، «صداقت، ارزشمندترین سرمایهای است که هنوز میتوان بر پایه آن اعتماد عمومی را بازسازی کرد.»
اولویتدادن به دیپلماسی و مقابله با افراطگرایی
دبیرکل مجمع ایثارگران با تاکید بر اینکه «هیچ کشوری با تنش دائمی، انزوا و استمرار بحران، مسیر توسعه را طی نکرده»، میگوید: «لازم است با حفظ عزت، حکمت و منافع ملی، سیاست تنشزدایی، مذاکره موثر، رفع تحریمها و گسترش تعاملات بینالمللی با جدیت دنبال شود.» او میگوید: «هزینه تقابل را مردم میپردازند و ثمره تعامل نیز بهطور مستقیم به زندگی و رفاه مردم بازخواهد گشت.» جواد امام در عین حال معتقد است که رییسجمهور باید بهطور قاطع از اختیارات قانونی دولت دفاع کند و بر این اساس میگوید: «اگر دولت مسوول اداره کشور و پاسخگوی مطالبات مردم است، باید از اختیارات قانونی متناسب با این مسوولیت نیز برخوردار باشد.» او با تاکید بر اینکه «مسوولیت بدون اختیار، نه به نفع دولت است، نه به نفع مردم و نه به سود کشور»، میگوید: «هرگاه موانعی خارج از حوزه اختیارات دولت مانع تحقق وعدهها و برنامهها میشود، باید این محدودیتها با شفافیت و مستندات لازم با مردم در میان گذاشته شود.» سخنگوی جبهه اصلاحات ایران همچنین با ابراز نگرانی نسبتبه گسترش افراطگرایی در کشور میگوید: «امروز افراطگرایی، فارغ از آنکه از کدام جناح یا جریان سیاسی سربرآورد، تهدیدی برای منافع ملی و امنیت کشور است.» او با تاکید بر اینکه «این قانون است که باید فصلالخطاب همگان باشد، نه سلیقههای سیاسی»، میگوید: «دولت باید با اتکا به حاکمیت قانون، عقلانیت و اعتدال اجازه ندهد کشور در مسیر دوقطبیهای مخرب، نفرتپراکنی و رویکردهای جنگطلبانه قرار گیرد.»
ضرورت «تشکیل شورای گفتوگوی ملی»
جواد امام همچنین پیشنهاد میکند که یک «شورای گفتوگوی ملی» با حضور شخصیتهای ملی، دانشگاهیان، فعالان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نمایندگان اقوام، مذاهب، زنان، جوانان و سایر گروههای مرجع در دستورکار دولت قرار گیرد تا زمینه شکلگیری اجماع ملی درباره مسائل راهبردی کشور فراهم شود. او میگوید: «هیچ بحرانی بدون گفتوگوی ملی، مشارکت نخبگان و شنیدن صدای مردم حل نخواهد شد.» سخنگوی جبهه اصلاحات ایران با تاکید بر اینکه «تصمیمهای مقطعی» و «تکرار الگوهای گذشته» گرهای از مشکلات کشور باز نخواهد کرد، میگوید: «دولت باید بتواند با تکیه بر خرد جمعی، مشارکت ملی و اعتماد به مردم، میان حاکمیت و جامعه آشتی برقرار و سرمایه اجتماعی را احیا کنند» چراکه به باور او، «اگر این سرمایه ارزشمند بازسازی شود، بسیاری از مشکلات کشور نیز قابلحل خواهد بود اما اگر اعتماد عمومی – که امروز آسیب جدی دیده است- بهطور کامل از میان برود، حتی بهترین برنامههای اقتصادی نیز بدون اصلاح رویکردها و بازنگری در سیاستهایی که کشور را به وضعیت کنونی رساندهاند، به نتیجه مطلوب نخواهند رسید.» او میگوید: «امروز ایران بیش از هر زمان دیگر به عقلانیت، شجاعت، گفتوگو، حاکمیت قانون، وفاق ملی و تصمیمهایی نیاز دارد که منافع ملی را بر هر مصلحت جناحی و سیاسی مقدم بدارد.» جواد امام بر این باور است که آیندگان میراث دولت پزشکیان را با شمار پروژههای عمرانی این دولت نخواهند سنجید بلکه به این مینگرند که آیا این دولت گامی در راستای گشودن پنجرهای برای آشتی ملی، بازسازی اعتماد عمومی و بازگشت امید به آینده ایران برداشت یا نه؛ دستاوردی تاریخی که به باور او، زمانی محقق خواهد شد که تصمیمگیری درباره سرنوشت کشور، بیش از گذشته، بر اراده، خواست و مشارکت صاحبان اصلی این سرزمین یعنی مردم استوار شود.
